تقریباً هر کسی از بیرون به یک رابطه سمی نگاه میکند، یک سوال در ذهنش ایجاد میشود اینکه چرا او این رابطه را ترک نمیکند؟ از نظر یک فرد که بیرون رابطه شما ایستاده است، ماندن در یک سیکل پر از درد، تحقیر، اضطراب و بیثباتی، غیرمنطقی و حتی خودتخریبگرانه به نظر میرسد. اما برای فردی که در قلب آن رابطه قرار دارد، مسئله به این سادگی نیست و حتما برای خود او هم این سوال پیش میآيد که چرا در رابطه سمی می مانیم؟
ماندن در یک رابطه سمی، معمولا آگاهانه نیست! درک دلیل اینکه چرا در رابطه سمی می مانیم؟ نه برای توجیه ماندن، بلکه برای روشن کردن مسیر خروج و شکستن این چرخه اهمیت دارد. این مقاله از وبسایت دکتر طناز یوسفی بهترین روانکاو خانم در تهران به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا با وجود تمام درد و رنج نمیتوانیم یک رابطه تاکسیک را ترک کنیم.
پیوند تروماتیک (Traumatic Bonding)
اولین و رایجترین پاسخ به سوال چرا در رابطه سمی می مانیم؟ پیوند ترومایی یا تروماتیک است. این شاید یکی از قویترین و فریبندهترین نیروهایی باشد که فرد را در یک رابطه سمی نگه میدارد. پیوند تروماتیک، یک وابستگی عاطفی قوی است که در یک چرخه متناوب از بدرفتاری و پاداش شکل میگیرد.
- چرخه چگونه کار میکند؟ رابطه با دورههایی از تنش شدید، تحقیر، بیتوجهی یا سوءاستفاده (چه عاطفی و چه فیزیکی) همراه است. اما به دنبال این دورههای دردناک، یک دوره ماهعسل از راه میرسد. شریک سمی، ناگهان مهربان، پشیمان و سرشار از عشق و محبت میشود. این پاداشهای متناوب و غیرقابل پیشبینی، مانند یک ماده اعتیادآور عمل میکنند. مغز ما به جای تمرکز بر درد مداوم، به امید رسیدن به آن پاداش کوتاه و شیرین، تمام سختیها را تحمل میکند.
- بیوشیمی مغز: این چرخه، سیستم دوپامین مغز را کنترل میکند. درست مانند یک فرد معتاد، مغز ما به آن پاداش دوپامینی که بعد از دوره آزار دریافت میکند، معتاد میشود. در واقع، خودِ غیرقابل پیشبینی بودن محبت، آن را ارزشمندتر و اعتیادآورتر میکند. ما به امید تکرار آن لحظات خوب، در چرخه درد باقی میمانیم.
تکرار الگوهای آشنای کودکی
دومین علت چرا در رابطه سمی می مانیم؟ و ترک نکردن رابطه تاکسیک طرحواره یا الگوهای آشنای ماست. بسیاری از ما، ندانسته به سمت روابطی کشیده میشویم که الگوهای آشنای دوران کودکی ما را بازسازی میکنند. طرحواره درمانی به ما میگوید که اگر در کودکی نیازهای عاطفی اصلی ما برآورده نشده باشد، تلههای زندگی در ما شکل میگیرد.
- تله رهاشدگی یا بیثباتی: اگر در کودکی تجربه طرد شدن یا بیثباتی را داشتهاید، ممکن است در بزرگسالی به شدت از تنها ماندن بترسید. این ترس به قدری بزرگ است که تحمل یک رابطه سمی، قابل قبولتر از مواجهه با تنهایی به نظر میرسد.
- تله اطاعت یا ایثار: اگر یاد گرفتهاید که برای جلب محبت، باید همیشه نیازهای دیگران را بر نیازهای خود اولویت دهید، در یک رابطه سمی به راحتی در نقش یک فداکار گیر میافتید. شما به قدری روی راضی نگه داشتن شریک خود متمرکز میشوید که نیازها و سلامت روان خودتان را کاملا فراموش میکنید.
- تله نقص و شرم: اگر در اعماق وجودتان باور دارید که به اندازه کافی خوب نیستید ، یک شریک سمی که مدام شما را تحقیر و نقد میکند، در واقع این باور درونی شما را تأیید میکند. به طرز دردناکی، این شرایط برایتان آشنا و حتی درست به نظر میرسد، زیرا با تصویری که از خودتان دارید، همخوانی دارد.

از بین رفتن عزت نفس
پاسخ دقیقی که به چرا در رابطه سمی می مانیم؟ میتوانیم بدهیم این است که رفتارهای بد پارتنر یا اطرافیان برای شما عادی شده است و دیگر نمیتوانید این رابطه را ترک کنید. ماندن طولانیمدت در یک رابطه سمی، مانند قرار گرفتن در معرض یک گاز بیبو و سمی است؛ به تدریج عزت نفس و اعتماد به نفس شما را از بین میبرد.
- گسلایتینگ (Gaslighting): شریک سمی اغلب از تکنیک گسلایتینگ استفاده میکند؛ یعنی با انکار واقعیت، شما را به سلامت عقل و حافظه خودتان شکاک میکند! جملاتی مانند من هیچوقت این حرفو نزدم یا تو زیادی حساسی ، به تدریج باعث میشود شما دیگر به قضاوت خود اعتماد نکنید.
- عادی شدن غیرعادیها: ذهن انسان به شرایط عادت میکند. بعد از مدتی، فریاد زدن، تحقیر شدن یا کنترل شدن، دیگر یک زنگ خطر نیست، بلکه به بخشی عادی از زندگی روزمره تبدیل میشود. آستانه تحمل شما برای درد بالا میرود و فراموش میکنید که یک رابطه سالم اصلا چه شکلی است. به مرور، آنقدر احساس بیارزشی میکنید که باور میکنید لیاقتتان بهتر از این نیست یا هیچکس دیگری شما را نخواهد خواست.
اگر میخواهید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید؛ مقاله افزایش اعتماد به نفس را حتما مطالعه کنید.
امید به تغییر رابطه سمی
یکی دیگر از دلایل ترک نکرد رابطه تاکسیک، امید است. امید به اینکه شریکتان تغییر خواهد کرد، به روزهای خوب اول رابطه باز خواهد گشت، یا چیزی که در او دیدهاید، بالاخره نمایان خواهد شد.
- مغالطه هزینه هدر رفته (Sunk Cost Fallacy): این یک خطای شناختی رایج است. ما با خود فکر میکنیم: من این همه زمان، انرژی و احساسات را صرف این رابطه کردهام. اگر الان آن را ترک کنم، تمام آن سرمایهگذاری به هدر میرود. این تفکر باعث میشود به جای ارزیابی وضعیت فعلی، به خاطر گذشتهای که دیگر وجود ندارد، در رابطه باقی بمانیم.

ترس و فشارهای بیرونی
آخرین و مهمترین دلایل ترک نکردن روابط عمیق اما سمی نیز ترس و فشارهای خارجی است. چرا در رابطه سمی می مانیم؟ گاهی دلایل ماندن، بسیار ملموس و عملی هستند.
- وابستگی مالی: اگر از نظر مالی به شریک خود وابسته باشید، ترک کردن رابطه میتواند به معنای مواجهه با بیثباتی شدید اقتصادی و حتی بیخانمانی باشد.
- فرزندان: بسیاری از والدین به اشتباه معتقدند که باید به خاطر فرزندانشان، در یک ازدواج یا رابطه سمی باقی بمانند، در حالی که تحقیقات نشان میدهد بزرگ شدن در یک محیط پر از تنش و خصومت، آسیب بسیار بیشتری به کودکان وارد میکند.
- فشار اجتماعی و خانوادگی: ترس از قضاوت دیگران، ترس از شکست در ازدواج، یا فشار خانواده و فرهنگ برای حفظ ظاهر یک رابطه، میتواند یک مانع بزرگ برای ترک کردن باشد.
نتیجهگیری: چرا در رابطه سمی می مانیم؟
چرا در رابطه سمی می مانیم؟ ماندن در یک رابطه سمی، نشانه ضعف، حماقت یا بیارادگی نیست. این یک پدیده روانشناختی پیچیده با ریشههای عمیق است.
اولین و مهمترین قدم برای شکستن این چرخه، آگاهی است. آگاهی از اینکه آنچه تجربه میکنید، عشق نیست، بلکه یک پیوند تروماتیک اعتیادآور است. آگاهی از اینکه شما لایق رابطهای هستید که در آن احساس امنیت، احترام و ارزشمندی کنید. این آگاهی، هرچند دردناک، اما باعث میشود به سمت روان درمانی حرکت کنید و کنترل زندگی خود را پس بگیرید. به یاد داشته باشید، ترک کردن یک رابطه سمی، پایان یک داستان یا شکست نیست، بلکه آغاز داستان زندگی خودتان بر اساس ارزش و احترامی است که لایقش هستید.

